البرز با البرز ( پیمایش مسیر خلخال به اسالم )

طبق برنامه شش ماهه اول سال 92 باشگاه کوهنوردی البرز گنبدکاووس ، برنامه پیمایش مسیر خلخال به اسالم برگزار گردید . از قبل با آقای مهدی ساقی وبلاگ ایران سرای جاودان از دوستان خوب استان البرز جهت راهنمایی این مسیر هماهنگی شده بود .
روز چهارشنبه 26 اردیبهشت ماه 92 در ساعت 3 بعدازظهر ، گنبد را به مقصد خلخال در استان اردبیل ترک کردیم . در این برنامه ده نفر از گنبد و سه نفر از کرج شرکت کرده بودند .
روز پنج شنبه 27 اردیبهشت ماه 92 در ساعت 7 صبح وارد شهرستان خلخال شدیم . به سمت روستای اندبیل رفتیم . روستای اندبیل در 3 کیلومتری شهر خلخال بوده و در شمال شرقی این شهر قرار دارد . بعد از ورود به این روستا ، آقا مهدی و همراهانشان را دیدیم . ساعت 8 صبح از روستای اندبیل شروع به گام برداری کردیم . ابتدا از یک شیب بلند که به گردنه ای ختم می شد حرکت نمودیم . یک ساعت بعد به بالای گردنه رسیدیم و در پایین آن دو مسیر وجود داشت . این گردنه دو استان اردبیل و گیلان را از هم جدا می کند . در پایین آن روستای زیبای کوهرود دیده می شد . دقایقی را در بالای گردنه به استراحت پرداختیم . ساعت 9 صبح وارد روستای کوهرود شدیم . روستا خالی بود . به دلیل هوای سرد زمستانی و بارش برف سنگین مردم این روستا به شهر نقل مکان کرده بودند و در اوایل خرداد بعد از آب شدن برف ها به روستا برمی گردند . از روستا خارج شدیم و پاکوبی که در سمت چپ روستا قرار داشت را انتخاب نموده و به حرکت خود ادامه دادیم . در ادامه مسیر در نزدیکی چشمه زیبا ناهار را صرف نموده و کمی استراحت کردیم . بعد از یک ساعت شروع به گام برداری نموده و از دیدن منظره های اطراف لذت می بردیم . باران تازه شروع شده بود که در ساعت 4 بعد ازظهر وارد روستای ناو شدیم . منزل آقا شیرالله که از اهالی این روستا می باشد را به مدت یک شب اجاره کردیم . تا صبح باران ادامه داشت . شب را سپری نموده و ساعت 6 صبح روز جمعه 28 اردیبهشت ، روستای ناو را با آن مردم مهمانوازش ترک کردیم .ساعت 8 به روستای سه ناو رسیدیم و در کافه ای در همان روستا اندکی را به استراحت پرداختیم . دقایقی بعد به حرکت خود ادامه داده و به یک دوراهی برخورد کردیم . در این دو راهی کافه شایان واقع شده بود . سمت چپ را انتخاب نموده و بعد از گذر در مسیر ماشین رو به جایی رسیدیم که از این جا به بعد جنگلی بوده و پاکوبی بصورت مال رو داشت . وارد جنگل شدیم و ساعاتی را در جنگل طی کردیم . در سمت چپ رودخانه ای خروشان گام برداری نمودیم . سرانجام در ساعت 1 بعدازظهر وارد روستای لاکوتاشون شدیم . این منطقه در قسمت تالش استان گیلان قرار گرفته و مردمان آن تالشی صحبت می کنند . در بیرون روستا مینی بوس منتظر ما بود . از روستای فوق خارج و به سمت شهرستان گنبدحرکت نمودیم .
شنبه 28 اردیبهشت در ساعت 6 صبح به گنبد رسیدیم .
نفرات شرکت کننده : علی شاه محمدی ( گزارش نویس و مسئول فنی ) ، احمد کولف ( سرپرست ) ، مهدی ساقی ، ابوالفضل دارابی زاده ، شریف علیزاده ، عباس سمیعی ، حسین رزاق زاده ، علی اسکندری ، طاهره قاسم خیلی ( سرقدم ) ، آرزو احمد زاده ( راهنما ) ، سمانه دماوندی ، رقیه سبزواری ، عفت مهاجر وطن ( کمک سرپرست )
( یا حق )
تصاویر در ادامه مطلب
تبریک به خانم پروانه کاظمی

…و مطمئن باش کار غیر عاقلانه نمی کنم. در 8200 تصمیم برگشت گرفتن، خیلی برام سخت بود اما دیدم تنها فکر درسته. شاید به قله می رسیدیم و شاید با ریسک بسیار حتی به کمپ 4 هم برمی گشتیم …امااحساس خوبی دارم که تسلیم غرور نشدم و شکست رو پذیرفتم. این می تونه مقدمه خیلی چیزها باشه. باید بهتر فکر کرد، بهتر برنامه ریزی کرد و سنجیده تر عمل کرد. فقط رسیدن به قله به هر قیمتی مهم نیست. همین که من الان سرحال و قبراق در بیس کمپ می چرخم نشون دهنده اینه که توان دارم و می تونم باز تلاش کنم اما با شرایط بهتر.
نمیگم خسته نشدم، چرا خیلی خسته شدم اما مطمئنم با 2 روز استراحت انرژیم بر می گرده.
راستی مهمترین چیز این که نمایی که از 8000 به بالا در کانچن دیده میشه، بی نظیر ترین نمایی است که تا به حال دیدم: تالونگ قله بسیار زیبایی در سمت چپ، یخچال زیبا و پر ابهت یالونگ، قله مخوف و مشهور ژانو با دیواره معروفش و در دور دست ها ماکالو و اورست و لوتسه و بسیاری از قلل دیگر شناور در دریایی ابر های زیبا. خیلی جالبه که روز قله در همه چیز صورت می دیدم: صورت آدم ها و حیوانات در برف، در سنگ، در ابر…خلاصه همه چیز برام شبیه نقاشی بود…
خانم کاظمی شما تلاش خود را کردید و شکست یعنی دست کشیدن از تلاش . شمادرس بزرگی به دیگر کوهنوردان دادید و با این کار پیروز شدید .در کوهنوردی غرور مفهومی ندارد و باید با فکر کوهنوردی کنیم . بدانیم قله کانچن هست ولی چه بسیار کوهنوردانی بودند که برای صعود به این قله جان خود را از دست داده اند و اکنون در بین ما نیستند . مطمئن هستم همه دوستان و کوهنوردان ایران هم خوشحال هستند و سلامتی شما را میخواهند . من این موفقیت و پیروزی بزرگ را به شما و جامعه کوهنوردی تبریک میگم و به قول کوهنورد بزرگ مسنر :
بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را
انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان
کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای
کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید"این حد و مرز
من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم." و اگر
شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر
کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.
( یا حق )
قله کانچن چونگا

نام کوه: کانچن چونگا، کانچن دزونگا، کاچد
زونگ، کانچا نفادگا
ارتفاع: 8586 متر، 28،169 فیت
محل قرار گیری: نپال، ایالت سیکیم هند
بهترین ماههای صعود: آوریل، می
اولین صعود 1955
نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو، نپال
کانچن چونگا سومین قله بلند دنیا با ارتفاع 8586
متر در مرز ایالت سیکیم هند و کشور نپال و در 46 مایلی شمال غرب دارجلینگ قرار
دارد.
این کوه شرقی ترین 8000 متری جهان به
شمار می رود. نام کانچن چونگا به معنای پنج جواهر برفی است و اشاره ای است به پنج قله مرتفع و پوشیده از برف این رشته
کوه
قلل مهم منطقه
کانچن چونگا
- قله اصلی 8586 متر
- قله مرکزی 8482 متر
- قله جنوبی 8476 متر
- قله غربی یالون کانگ 8433
- کانگ یاچن 7903 متر
تاریخچه صعود:
در 1854 ژوزف دالتون هوکر گیاه شناس
معروف انگلیسی در کاوشهایش از این بخش ناشناخته نپال بازدید نمود. او تا دامنه های
کانچن چونگا و بخشهایی از تبت پیش رفت.
در 1899 سیاح انگلیسی داگلاس فریشفیلد
و عکاس ایتالیایی ویتور سلا دورادور کوه را پیمودند. آنها نخستین کوهنوردانی بودند
که رخ عظیم غربی کوه را مشاهده نمودند.
در 1905 نخستین هیئت کوهنوردی بر روی
کانچن چونگا به سرپرستی السدر کراولی تا 6200 متری کوه بالا رفت. در این صعود چهار
عضو تیم بر اثر سقوط بهمن جان باختند.
در 1929 هیئتی انگلیسی به سرپرستی پول
بوئر توانست تا 7400 متری کوه از طریق گرده شمالی صعود نماید. آنها بخاطر طوفان
متوقف شدند.
در 1930 هیئتی بین المللی به سرپرستی
جورج درنفورد و متشکل از کوهنوردانی آلمانی، اطریشی و انگلیسی بدلیل حجم برف زیاد
و طوفان از صعود بازماند.
در 1931 دومین هیئت آلمانی به سرپرستی
مجدد پول بوئر در تلاش بر روی گرده شمال شرقی بخاطر هوای خراب شکست خورد. آنها
تنها کمی بیش از صعود سال 1929 بالا رفتند.
در سال 1933 یک تیم از کوهنوردان
آلمانی به سرپرستی پائول بور تا ارتفاع 7700 متری کوه بالا رفت. یک کوهنورد آلمانی
و دو شرپا بر اثر سقوط بهمن در این صعود جان باختند.
در سال 1954 گروه شناسایی کانچن چونگا
توانست اطلاعات خوبی را از مسیرهای
قابل صعود کسب نماید. این تلاش مقدمه ای برای صعود سال بعد قله بود.
هندوان ساکن در ایالت سیکیم معتقدند
قله این کوه مکانی است مقدس ( این امر موجب عدم اجازه صعود به کوهنوردان از سمت
هند می باشد) و این نکته ای بود که از چشم نخستین فاتحان کوه دور نماند و آنها از
پای نهادن بر فراز کوه اجتناب نمودند.
در نخستین صعود که توسط هیئتی از
کوهنوردان کشور انگلستان به سرپرستی چارلز اوانز صورت گرفت، جو براون، جورج باند
موفق شدند در 25 می 1955 قله را صعود نمایند. یک روز بعد نورمن هاردی و تونی
استریتر بدلیل خرابی هوا از صعود باز ماندند. آنها از همان مسیری صعود کردند که 50
سال قبل السدر گراولی آنرا مسیر اصلی و قابل صعود تشخیص داده بود.
سرسختی کانچن چونگا تا مدتها موجب عدم
حضور تیمها در این منطقه شد، تا اینکه در 1973 تیمی ژاپنی با تلاشی قابل تحسین
توانست از مسیر جنوب غربی یالون کانگ (قله غربی کانچن چونگا) را فتح نماید. یوتاکا
آگتا و تاکئو ماتسودا صعودکنندگان قله بودند.
در 1975 دوکوهنورد آلمانی با نامهای
ابرلی و استورم مسیری نو بر روی یالون کانگ گشودند.
دومین تلاش موفق قله اصلی نیز توسط
هیئتی از ارتش هندوستان به سرپرستی کلنل کومار در سال 1977 صورت گرفت. آنها از
گرده دشوار شمال شرقی موفق به فتح قله شدند.
در 1978 تیمی لهستانی توانست نخستین
صعود کانچن چونگا را صورت دهد.
در سومین تلاش کوهنورد معروف و
توانمند انگلیسی داگ اسکات در 1979 موفق به فتح قله شد.
در 1983 نخستین صعود انفرادی و بدون
اکسیژن کوه توسط پیر بگین کوهنورد شهیر فرانسوی صورت گرفت.
در سال 1986 نخستین صعود زمستانی کوه
توسط کریستوف ویلیجکی و جرزی کاکوچکا کوهنوردان توانمند لهستانی انجام شد.
نخستین تلاش زنان نیز در 1991 با مرگ
ماریا فرانتر و ژوزه روزمن ناکام ماند. پیکر آنها بعدها کمی پائینتر از قله یافت
شد.
در 1992 وندا رتکویچ کوهنورد زن
توانمند لهستانی که قصد داشت حمله نهایی خود را به تنهایی انجام دهد در کمپ آخر
خود جان سپرد. کارلوس کارسولیو کوهنورد مکزیکی پیکر بی جان او را در چادرش یافت.
در 1998 جانت هریسون توانست پس از
سالها نخستین زنی باشد که به این قله صعود می نماید تا بدین شکل کانچن چونگا آخرین
مانع 8000 متری زنان نیز فتح گردد.
عظیم قیچی ساز اولین ایرانی است که در اردیبهشت سال 1390 شمسی بدون کپسول اکسیژن به کانچن چونگا صعود کرده است .
منبع : اینترنت
خانم پروانه کاظمی که از پانزده فروردین ماه امسال جهت صعود به این قله راهی نپال شده بود ، بعد از گذشت 38 روز تا ارتفاع 8200 متر صعود نمود .
تلاش ،فعالیت و همت این ابر بانوی کوهنورد ایران بر کسی پوشیده نبود و اخبار برنامه های او را بارها از طریق سایتهای کوهنوردی پیگیری می کردیم . تغییرات آب و هوایی ، بارش سنگین برف ، سرعت بالا وتغییرات ناگهانی باد در ارتفاعات بالا متاسفانه بارها مانع صعود این بانوی کوهنورد و دیگر کوهنوردان شد و ایشان بهترین تصمیم را گرفته و به سمت کمپ اصلی حرکت نمودند . با تجربه خوبی که خانم کاظمی در برنامه فوق کسب نمودند ، امیدواریم در آینده نزدیک شاهد موفقیت و صعود این همنورد خوب کشورمان باشیم . سلامتی و سربلندی این بانوی کوهنورد و دیگر کوهنوردان کشورم را از خداوند منان خواهانم .
( یا حق )

